عبدالله مستوفى
85
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مذاكرات صلح دولت ايران براى فرخ خان غفارى امين الملك كه از طرف دولت مأمور سفارت كبراى فوقالعاده در دربار ناپلئون سوم امپراطور فرانسه بود اختياراتى فرستاد كه با انگليسها صلح كند . با وساطت ناپلئون امپراطور فرانسه براى بارن كارولى سفير كبير انگليس در پاريس هم اختياراتى فرستاده شد . مذاكره بين فرخ خان و سفير مزبور شروع گرديد . فرخ خان بتعهدنامه سال 1229 ايران و انگليس متمسك بود و طرفدارى انگليس را از افغانستان حقا بيوجه ميدانست . انگليسها كه هميشه عهود را فداى منافع ميكنند به حرف حساب او وقعى ننهاده بعد از يك هفته ، مذاكره بين طرفين قطع شد . فرخ خان البته بدستور مركز از راه ناچارى حاضر بود از فتح هرات صرفنظر كند و تقاضاى انگليسها را در واگذارى حق سيادت ايران در افغانستان برآورد ولى اينبار سفير كبير انگليس حتى براى مذاكره هم حاضر نشد . دريغ از بىخبرى در اين ضمن شورشى در هندوستان برپا شد . افراد سپاهى ، افسران انگليسى كمپانى را كشتند و بشورشيان ملحق شدند و تمام مراكز كمپانى را به تصرف درآوردند . شك نيست كه اگر دولت ايران از اين قضايا باخبر بود با داشتن قوه در هرات و اوراق شدن بساط كمپانى در هندوستان ، مطيع - كردن دوست محمد خان سهل است حمله به پنجاب هم براى او كار مشكلى نبود زيرا گذشته از قواى حاضر هرات و خراسان و قوائى كه از ساير جاها بكمك قشون هرات ميفرستاد ، در كمال سهولت ممكن بود از افغانها كه اكثر رؤساى آنها مطيع دولت ايران بودند عدهاى تجهيز كرده لامحاله مخمصهء بزرگى براى انگليسها فراهم و تلافى بدعهدى آنها را بيرون آورد . عقد صلح فرخ خان از قضايا بىخبر بود و با كمال تعجب ديد كه سفير انگليس كه تا روز قبل رو نشان نمىداد و از مذاكره خوددارى ميكرد اظهار ميل بتجديد مذاكره مينمايد . خلاصه ، عهدنامه بين طرفين منعقد شده و در آن دولت ايران متعهد گرديد هرات را تخليه كند و در آينده براى خود هيچگونه حقى در كليهء افغانستان قائل نشود و هيچگونه علامت و نشانهء انقيادى از قبيل خطبه و سكه در هرات و افغانستان نخواهد در عوض انگليسها هم بوشهر و محمره را تخليه كنند . دولت انگليس در اين عهدنامه براى اتباع خود حق دولت كاملة الوداد ، همان حقى را كه دولت ايران بعد از شكست از روسيه براى اتباع اين دولت در عهدنامهء صلح تركمنچاى تصديق كرده بود ، در ضمن دو سه كلمه گنجاند و مقدمات رقابت اين دو دولت در ايران كاملا مهيا گرديد . تو گرو بردى اگر جفت و اگر طاق آيد بعد از منتشر شدن خبر شورش هند در ايران ، حسام السلطنه بصدراعظم نوشت كه عبث وحشت كرده و به اين شكست سياسى راضى شدهاند . تسخير افغانستان حتى كمك رساندن به هندوستان ، بيرون كردن انگليسها از بوشهر با اوضاعى كه براى آنها در هندوستان پيش آمده است كار مشكلى نيست و خود داوطلب انجام اين خدمت گرديد . ولى صدراعظم در جواب ، پس از تحسين زياد از زحمات شاهزاده ، نامهء خود را به اين نيمشعر سعدى « تو گرو بردى اگر جفت